به نظر می رسد برای بسیاری از مردم ناتوانی های یادگیری نسبت به دیگر ناتوانی ها مانند فلج مغزی یا عقب ماندگی کمتر مشخص و ملموس است و در نتیجه بعضی از مردم ممکن است از اینکه ناتوانی های یادگیری واقعا وجود دارند، تعجب کنند. معلمان احتمالا سوالات دیگری دارند. اگر من دانش آموزی با ناتوانی های یادگیری داشته باشم، چه چیزی را باید درباره او بدانم؟ علل این ناتوانی ها چیست؟ وظایف من در این موارد چیست؟ چه کارهایی  برای چنین دانش آموزانی موثر واقع می شود؟ آیا واقعا می توانم به این دانش آموزان کمک نمایم؟

یافتن پاسخ برای این قبیل پرسش ها به دستیابی به نوعی درک اساسی از موضوعات زیربنایی در زمینه ناتوانی های یادگیری بستگی دارد. این موضوعات بدون شک از پیچیده ترین و چالش برانگیزترین موضوعات در آموزش و پرورش هستند. همانند همه مردم افراد با ناتوانی های یادگیری نیز منحصر به فرد هستند. افراد با ناتوانی های یادگیری شبیه هم نیستند. آنها افرادی هستند که به هر دلیلی برای دستیابی به انطباق و سازگاری که به آنها امکان موفقیت می دهد، نیاز به آموزش های ویژه دارند.

ناتوانی یادگیری یک اختلال عصبی مبتنی بر مشکلات در پردازش اطلاعات است و به عبارت ساده یک ناتوانی یادگیری ناشی از تفاوت در نحوه پردازش مغزی یک فرد است. این مشکلات پردازش می تواند در یادگیری مهارت های اساسی مثل خواندن، نوشتن و یا ریاضی دخالت کنند. همچنین می توانند مهارت های سطح بالاتری مانند سازمان دهی، زمان بندی، برنامه ریزی، و استدلال انتزاعی تاثیر بگذارند

هوش کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مشابه همسالانشان بوده و یا حتی ممکن است بیشتر از آن ها باشد، اما در یادگیری مهارت های اساسی مانند خواندن، نوشتن یا ریاضی مشکل دارند. والدین می توانند به کودکان با ناتوانی یادگیری کمک کنند تا از طریق تقویت نقاط قوت، شناخت نقاط ضعف، درک سیستم آموزشی، کار با افراد متخصص و یادگیری در مورد راهبردهای مقابله با مشکلات خاص، به موفقیت دست یابند.

ناتوانی در یادگیری نمی تواند درمان شود و یک چالش مادام العمر است. به این معنی که ناتوانی های یادگیری تا دوران بزرگسالی نیز تداوم دارند. اغلب بزرگسالان موفق که ناتوانی های یادگیری دوران کودکی شان همچنان تداوم یافته است، باید راهبردهایی را برای کنار آمدن با مشکلاتشان یاد بگیرند و پشتکاری فوق العاده داشته باشند. ناتوانی های یادگیری می تواند زندگی فردی را فراتر از دوره تحصیلی تحت تأثیر قرار دهد و روابط با خانواده، دوستان و محل کار را تحت تاثیر قرار دهد. با این حال، با حمایت و مداخله مناسب، افراد دارای نقص در یادگیری می توانند در مدرسه، در محل کار، در روابط و در جامعه موفق شوند.

از آن جایی که مشکلات در خواندن، نوشتن و یا ریاضی در طول سال های مدرسه قابل تشخیص هستند، علائم و نشانه های نقص در یادگیری اغلب در آن زمان تشخیص داده می شوند. با این حال، بعضی از افراد تا زمانی که در آموزش متوسطه یا بزرگسالان و یا جزو نیروی کار قرار نگیرند، تشخیص گذاری نمی شوند و همچنین بعضی از افراد دارای ناتوانی یادگیری هرگز متوجه نمی شوند و هرگز نمی دانند که چرا آنها با تحصیلات (درس و کتاب) مشکل دارند و چرا در مشاغل خود و یا در رابطه با خانواده و دوستانشان مشکلی دارند.

نقص های یادگیری نباید با مشکلات یادگیری اشتباه گرفته شود که عمدتا ناشی از اختلالات بصری، شنوایی یا حرکتی هستند، و یا  نباید ناشی از عقب ماندگی ذهنی، اختلالات عاطفی یا از معایب زیست محیطی، فرهنگی یا اقتصادی در نظر گرفته شوند.

به طور کلی، افراد دارای ناتوانی یادگیری دارای هوش متوسط یا بالاتر از هوش متوسط افراد جامعه هستند. اغلب به نظر می رسد شکاف بین پتانسیل فرد و دستاورد واقعی او وجود دارد. به همین دلیل است که نقایص یادگیری به عنوان “معلولیت های پنهان” نامیده می شود: فرد به طور کامل “طبیعی” به نظر می رسد و به نظر می رسد یک فرد بسیار هوشمند است، اما ممکن است قادر به نشان دادن سطح مهارت مورد انتظار و مطابق با سن خود نباشد.

ناتوانی های یادگیری” یک اصطلاح “چتر” است که تعدادی دیگر از اختلال های یادگیری خاص را شامل می شود، مانند خواندن و نوشتن و ریاضی.

اختلال خواندن  (Dyslexia )

یک ناتوانی یادگیری خاص که بر خواندن و مهارت های مربوط به پردازش زبان تاثیر می گذارد و شدت آن می تواند در هر فرد متفاوت باشد اما می تواند بر روایی خواندن، رمزگشایی، درک مطلب، یادآوری، نوشتن، املایی و گاهی سخنرانی تاثیر بگذارد و می تواند همراه با سایر مرتبط نارساخوانی گاهی اوقات به عنوان یک ناتوانی در یادگیری مبتنی بر زبان اشاره می شود.

اختلال ریاضی (Dyscalculia)

یک ناتوانی یادگیری خاص است که بر توانایی فرد برای درک اعداد و یادگیری حقایق ریاضی تأثیر می گذارد. افراد مبتلا به این نوع ناتوانی یادگیری همچنین ممکن است درک درستی از نمادهای ریاضی داشته باشند، ممکن است با حفظ و سازماندهی اعداد مبارزه کنند، زمان زیادی طول بکشد تا شمارش کنند.

اختلال  نوشتن( Dysgraphia)

یک ناتوانی یادگیری خاص که بر توانایی دست خط شخص و مهارت های حرکتی تاثیر می گذارد. مشکلات ممکن است عبارتند از دست خط نویسی، فاصله ناسازگار، و مشکل نوشتن و همچنین تفکر و نوشتن در یک زمان.

ناتوانی های یادگیری در میان طیف وسیعی از جمعیت روی می دهد، یعنی در میان افرادی از هر دو جنس، همه گروه های نژادی، فقیر و ثروتمند، مشهور و نامشهور از نظر اجتماعی و تقریبا در میان تمام مقوله هایی که برای انسان قابل تصور است. بنابراین لازم است تا دانش آموزان با ناتوانی هایی یادگیری، معلمان، مدیران مدارس، والدین، اصطلاح ناتوانی های یادگیری را به شیوه ای رسمی تر بشناسند. آنها باید درباره ویژگی های افراد با ناتوانی های یادگیری، علل ناتوانی های یادگیری، چگونگی ارزیابی ناتوانی های یادگیری، روش های آموزشی برای درمان ناتوانی های یادگیری و پیامد های دراز مدت در مورد افراد با ناتوانی های یادگیری، اطلاعات داشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here