سه شنبه, ۱ آبان, ۱۳۹۸

بین رشته ای

معنای زندگی از نگاه رابرت سولومون، فیلسوف اگزیستانسیالیست

رابرت سولومون (۱۹۴۲_۲۰۰۷) استاد فلسفه دانشگاه تگزاس ، در یک فصل از کتاب پرسش های بزرگ: مقدمه...

وجودگرایی

وجودگرایی اساسا در تعارض با اندیشه‌ بنیادین علم موجود به وجود آمد. یعنی وقتی دکارت انسان را...

دیوانه ای از قفس پرید: سینما و مراقبت و تنبیه

فیلم دیوانه از قفس پرید و یا نام اصلی آن، پرواز بر فراز آشیانه­ فاخته به کارگردانی...

نوشته های دیگر

کمک بگیرید

اختلال دو قطبی، که با عنوان شیدایی-افسردگی نیز شناخته می شود، وضعیتی مزمن و عود کننده است که خلق افراد را درگیر کرده و آن را بین اوج و فرودهای شیدایی و افسردگی نوسان می دهد.

البته این تمام ماجرا نیست، افسردگی تاکنون مشخصه فراگیر این بیماری بوده است، در حالی که فاز شیدایی شامل مخلوطی از تحریک پذیری، خشم، و افسردگی است، که ممکن است با یا بدون سرخوشی باشد. بالا رفتن خلق ممکن است خود را به شکل بالا رفتن نامعمول انرژی و اعتماد به نفس بیش از حد،  و در قالب ولخرجی یا بی قیدی خود را نشان دهد.

این اختلال بیشتر اوقات در بزرگسالان جوان آغاز می شود، اما در کودکان و نوجوانان نیز بروز می کند. تشخیص اشتباه رایج است، چرا که این اختلال عموما با هر چیزی از اختلال بیش فعالی و نقص توجه گرفته تا اسکیزوفرنیا و اختلال شخصیت مرزی اشتباه گرفته می شود.

عواملی زیستی احتمالا نسبت به این بیماری ایجاد آسیب پذیری می کنند، و تجربه هایی مانند محرومیت از خواب می توانند مجوب شروع دوره های شیدایی گردند.

در حالی که افسردگی در اختلال دوقطبی می تواند مقاوم به درمان باشد، چرخش ها و برگشت های خلق را می توان اغلب با استفاده از داروهای تثبیت کننده خلق، به تنهایی یا در ترکیب با داروهای دیگر، به تاخیر انداخت یا متوقف کرد. روان درمانی مکمل مهمی برای دارو درمانی است، به خصوص برای رسیدگی به مشکلات در کار و روابط که پیامدهای این اختلال هستند.

شیدایی مشخصه تعریف کننده اختلال دو قطبی است. شیدایی می تواند دوره به راه اندازنده اختلال باشد، و دوره افسردگی به دنبال آن بیاید، یا این که شیدایی می تواند برای نخستین بار پس از سال ها دوره های افسردگی خود را نشان دهد. جابجایی بین شیدایی و افسردگی می تواند ناگهانی باشد، و خلق می تواند به سرعت نوسان کند. شیدایی ملایم تا متوسط هایپومانیا خوانده می شود، و می تواند گمراه کننده باشد:  اغلب یه صورت افزایش یافتن انرژی تجربه می شود که می تواند احساس خوبی بدهد و خلاقیت و بهره وری فرد را افزایش دهد. در نتیجه شخص ممکن است منکر این شود که مشکلی وجود دارد. نشانه های دوره شیدایی تنوع زیادی دارند، ولی مشخصه های آن می توانند شامل موارد زیر باشند:

  • افزایش انرژی، فعالیت، و بیقراری
  • حالت سرخوشی و خوشینی شدید
  • تحریک پذیری شدید
  • افکار شتاب گیرنده، فشار تکلم، افکاری که از ایده ای به ایده دیگر پرش دارند
  • حواس پرتی و عدم تمرکز
  • کاهش نیاز به خواب
  • باورهای غیرواقعی درباره توانایی ها، قدرت ها، و ایده های خود
  • قضاوت ضعیف
  • ولخرجی بی حد و مرز
  • افزایش میل جنسی
  • رفتار  بی ملاحظه و بی پروا شامل رانندگی پرسرعت
  • رفتارهای تحریک کننده، مزاحمت آمیز، یا پرخاشگرانه
  • انکار وجود هرگونه مشکل

طول مدت خلق بالا و تعداد دفعاتی که با خلق افسرده جایجا می شود از شخصی به شخص دیگر به شدت متغیر است. نوسان ها مکرر، که با عنوان تندچرخی شناخته می شوند، نامتداول نیستند، و به صورت وجود حداقل چهار دوره در یک سال تعریف می شوند. در حالی که وجود یک دوره شیدایی متمایز کننده اختلال دوقطبی از افسردگی تک قطبی است، افسردگی در اختلال دو قطبی می توند مشخصه قالب آن باشد به طوری که شخص زمان بسیار بیشتری را در وضعیت افسردگی به سر ببرد تا در وضعیت شیدایی یا هایپومانیک. در حالی که از جهت میزان و طول مدت نشانه های افسردگی تفاوت زیادی بین افراد وجود دارد، مشخصه های آن عموما عبارتند از:

  • ماندن به صورت غمگین، مضطرب، یا احساس توخالی بودن
  • احساس ناامیدی و بدبینی
  • احساس گناه، بی ارزشی، یا بی پناهی
  • از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت هایی که قبلا شخص از ان ها لذت می برده، شامل لذت جنسی
  • کاهش انرژی، احساس خستگی یا “کند شدن”
  • دشواری در تمرکز، یادآوری، یا تصمیم گیری
  • بیقراری یا تحریک پذیری
  • خوابیدن زیاد یا عدم توانایی برای به خواب رفتن یا خواب ماندن
  • تغییر اشتها و/یا از دست دادن یا اضافه وزن ناخواسته
  • دردهای مزمن یا دیگر نشانه های جسمانی پایدار که به خاطر بیماری یا آسیب نباشند
  • فکر کردن درباره مرگ یا خودکشی، یا تلاش برای خودکشی

به ندرت ممکن است نشانه های شیدایی و افسردگی باهم و در دوره های “آمیخته” اتفاق بیفتند. نشانه های حالت آمیخته شامل آشفتگی، مشکل خواب، تغییر قابل ملاحه در اشتها، روانپریشی، و افکار خودکشی می شوند. فرد می تواند احساس اندوه کند و در عین حال به شدت پر انرژی باشد

هم عوامل ژنتیکی و هم عوامل محیطی می توانند موجب آسیب پذیری در برابر بروز این اختلال گردند، بنابر این عوامل بروز این اختلال از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

در حالی که این اختلال می تواند به صورت خانوادگی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، هیچ کس دقیقا ژن هایی را شناسایی نکرده است که ریسک بروز این اختلال را بالا ببرند. برخی شواهد وجود دارد که نشان می دهد سن بالای مادر در هنگام لقاح تخمک می تواند احتمال جهش های ژنتیکی جدیدی که پیش زمینه آسیب پذیری به این اختلال هستند را بالا ببرند.

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده اند که ممکن است تفاوت هایی در عملکرد و ساختار قسمت های مشخصی از مغز وجود داشته باشد، اما هیچ تفاوتی که همواره به چشم بخورد یافت نشده است.

رویدادهای زندگی مانند انواع مختلف آسیب ها در دوره کودکی نیز به نظر در شکل گیری این اختلال نقش دارند. دانشمندان متوجه شده اند زمانی که این اختلال بروز کند، وقایع زندگی می توانند زمینه ساز بروز مجدد شوند. موارد مشکلات بین فردی و سوء استفاده از مسائل منفی زمینه ساز شکل گیری این اختلال هستند.

از آن جا که اختلال دوقطبی یک اختلال عود کننده است، نیاز به درمان طولانی مدت دارد. داروهای تثبیت کننده خلق عموما به منظور جلوگیری از نوسان خلق تجویز می شوند. به کنترل در اوردن تمامی نشانه ها ممکن است نیازمند تجویز داروهای دیگر باشد. درمان کوتاه مدت یا بلند مدت با لیتیوم شاید بهترین تثبیت کننده خلق شناخته شده باشد، اما داروهای جدیدتر مانند لاموتریژین نیز نشان داده شده عوارض جانبی کمتری داشته و در عین حال عموما نیاز به تجویز داروهای ضد افسردگی را نیز برطرف می کند. استفاده از داروهای ضد افسردگی به تنهایی ممکن است زمینه ساز شیدایی شده و چرخه های خلق را سرعت ببخشند.

رویکردهای تغذیه ای نیز به نر توانسته اند ارزش درمانی داشته باشند. پژوهش ها نشان می دهند که اسیرد های چرب امگا-۳ ممکن است به پایین اوردن تعداد یا دوز داروهای مورد نیاز کمک کند. اسیدهای چرب امگا-۳ در کارکرد تمامی سلول های مغز نقش داشته و در ساختار غشای سلول های مغزی جذب می شوند.

مشکلات کاری و بین فردی  می توانند هم زمینه ساز و عامل و هم نتیجه دوره های اختلال دوقطبی باشند، که همین امر درمان روانی-اجتماعی را ضروری می سازد. پژوهش ها نشان داده اند درمان تعداد دوره های تغییر خلق تجربه شده توسط بیماران را کاهش می دهد. روان درمانی نیز به خاطر آموزش مهارت های مدیریتی که می توانند کمک کنند بالا و پایین رفتن های روزانه خلق تبدیل به دوره های کاملا انفجاری نشوند.

مطالب مربوط به اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی با نقص های شناختی مانند نقص در حافظه ی فعال، حافظه ی کلامی، حفظ توجه، بازداری پاسخ و عملکرد اجرایی همراه است. این نقص ها مختص دوره های افسردگی یا مانیا نیست و در طول دوره های...
خلق افسرده در مبتلایان به اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder-BD) در مقایسه با مبتلایان به افسردگی تک قطبی (Unipolar Depression-UD) با تصویرسازی های ذهنی منفی بیشتری از "آینده" (و نه یادآوری خاطرات منفی گذشته) همراه است. اما تصویرسازی های ذهنی...
رهبری و مانیا اختلال دوقطبی یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات عصبی روانپزشکی است. آمار خودکشی در این بیماران بیشتر از جمعیت معمولی است و مشکلات بین فردی در این افراد شایع است. یکی از علت های مشکل در تعاملات...
پژوهشگران طی صد سال گذشته به الگوی متفاوت هدف گذاری و پیگیری هدف در افراد با سابقه ی مانیا پی بردند. مطالعات ابتدایی در این زمینه نشان داد که میانگین موقعیت اجتماعی-اقتصادی(SocioEconomic Status -SES) در بیماران بستری مبتلا به...
در دهه های اخیر پژوهش های زیادی رابطه ی بین علایم مانیا با فعالیت مفرط سیستم فعال سازی رفتاری (BAS) را نشان دادند. این سیستم مسئول تسهیل فرآیندهای شناختی و انگیزشی است و در رفتار هدفمند، انگیزه ی کسب...