فیلم دیوانه از قفس پرید و یا نام اصلی آن، پرواز بر فراز آشیانه­ فاخته به کارگردانی میلوش فورمن و بر اساس رمانی از کن کیسی ساخته شد. انگیزه­ کیسی از نگارش این رمان خود موضوعی در خور توجه است. او در حین نگارش یکی از رمانهایش به درخواست دوستش که دانشجوی روانشناسی بود، در یک پروژه­ علمی پیرامون تاثیر داروهای روانگردان روی مصرف کنندگان شرکت کرد. و به طور هم زمان  نیز به عنوان نگهبان  شب در آسایشگاه بیماران روانی مشغول به کار می­ شود. آزمایش های انجام شده و تجربه ای که کیسی در پست نگهبانی آسایشگاه به دست آورد دنیای او را دگرگون ساخت و زمینه را برای نگارش این رمان فراهم کرد.در این دوران کیسی به این نتیجه رسیده بود که بیماران بستری شده در آسایشگاه دیوانه نیستند، بلکه توسط جامعه پس زده شده اند چون در قالب عقاید رایج افراد عادی جامعه نمی­ گنجند. وی متقاعد شده بود سیستم درمانی بیمارستان های روانی بیش از آن که به سود بیماران باشد، تاثیر منفی بر روان آن ها می­ گذارد. چنین تجربه ای سبب شد کیسی بیمارستان روانی را به استعاره ­ای از جامعه ­ا­ی سرکوبگر بدل کند.

بیمارستان خود نماینده­ نظامی بزرگ تر است که بر سلطه گری و سرکوب زیردستانش پافشاری می­کند. این نظام برای بیماران روانی آسایشگاه جایگاهی پست و برای درمانگران جایگاهی والا در نظر می­گیرد. یک نظام پدرسالارانه که برای بیماران جایگاه کودکان را متصور می ­شود

هشدار! احتمال لو رفتن داستان فیلم

حتی اگر فیلم را ندیده بودیم نیز با شنیدن تجربه ای که نویسنده بازگو کرده است، متوجه می شدیم با فیلمی روبه رو هستیم که نظام حاکم بر آسایشگاه ­های روانی و کارکنانش را به باد انتقاد می­گیرد. در واقع، بیمارستان خود نماینده­ نظامی بزرگ تر است که بر سلطه گری و سرکوب زیردستانش پافشاری می­کند. این نظام برای بیماران روانی آسایشگاه جایگاهی پست و برای درمانگران جایگاهی والا در نظر می­گیرد. یک نظام پدرسالارانه که برای بیماران جایگاه کودکان را متصور می ­شود و آن را مبنای عمل و قدرت طلبی خود قرار می ­دهد. بیمارانی که از تصمیم گیری در کوچک ترین مسائل خود عاجز و نیازمند دلسوزی و مراقبت دائم پرستاران خود هستند که برای آنان حکم والد را دارند. همان گونه که فوکو در مورد وضعیت آسایشگاه های قرن ۱۹ در کتاب تاریخ جنون خود چنین می نویسد: “خرد جدیدی که از آن پس در آسایشگاه ­ها حاکم بود جنون را نقیض خود نمی ­دانست، بلکه آن را صغر سن تلقی می­ کرد، یعنی وجهی از خود که حق استقلال نداشت و تنها تحت قیمومیت آن قادر به حیات بود…انسان عاقل برای دیوانه در حکم جلوه­ ی عینی بزرگسالی بود” جو حاکم بر تیمارستان فیلم دیوانه ای از قفس پرید نیز همان فضای حاکم بر آسایشگاه های توصیف شده توسط فوکو را تداعی می­ کند. با ورود پاتریک مک مورفی ( جک نیکلسون)، یک ضد اجتماعی دیوانه نما آرامش ظاهری  بیمارستان برهم می­ خورد. روح عصیانگر مک مورفی فضای سرکوبگر و پدرسالارانه ­ بیمارستان را برنمی­ تابد. او با قوانین انعطاف ناپذیر  بیمارستان مقابله کرده و نظام حاکم برآن را به سخره می­ گیرد و بر هم می ­زند. تلاش مک مورفی این است، به بیماران بفهماند آن ها دیوانه نیستند بلکه این سیستم موجود است که مخرب بوده و نیازمند اصلاحات است. در برابر مک مورفی پرستار راچدی قرار می گیرد که برای حفظ موقعیت خویش باید به نحوی به بیماران بقبولاند که دیوانه هستند و به شدت به مراقبت و دلسوزی او نیاز دارند. انصافاً که او تا قبل از ورود مک مورفی به بهترین شکل عمل کرده است و ما تظاهرات این تحت کنترل قرار دادن بیماران را در ترس آنان از پرستار راچد به خوبی مشاهده می­ کنیم. شاید این توصیفات مرحله خودمختاری در برابر شرم و تردید اریکسون را برای ما تداعی کند. بیماران همچون کودکانی هستند که می خواهند دربرابر قدرت های پدرانه(دکتر اسپیوی) و مادرانه(پرستار راچد) مخالفت کرده و کسب استقلال کنند و این مک مورفی است که با حضور خود این حس خودمختاری را درآنان بیدار می کند.

یکی از مهم ترین ابهاماتی که در همین فضای قدرت طلبانه بیمارستان برای مخاطب پیش می­ آید تقابل بین دیوانگی و سلامت روان و تیرگی مرز بین آن دو است. ما مدام با این پرسش دست به گریبان هستیم که واقعاً دیوانه کیست؟! آیا مسئولین بیمارستان که شیو ­برخوردشان نشان از شخصیت ­های نه چندان سالم خودشان دارد، سالم تر از مک مورفی و همراهانش هستند؟! حضور مک مورفی بدون  نمودهای ظاهری یک بیمار روانی در بیمارستان، مارا در مورد سلامت روان سایر بیماران نیز به شک می ­اندازد. مک مورفی به سادگی قادر به کنترل رفتار و تکانه های خود نیست، با این وجود ما همسو با دکتر اسپیوی نسبت به این مساله که او دیوانه است تردید داریم. اگر دیوانگی را در تضاد با خرد و آزادگی قرار دهیم چگونه مک مورفی با آن روح عصیانگرش یک دیوانه قلمداد می­ شود؟ ما بیمارانی را می بینیم که در یک موقعیت مناسب و به دور از سیستم انعطاف ناپذیر و محیط مسموم آسایشگاه می توانند کاملاً نرمال رفتار کرده و حتی به ماهیگیری بروند! این جمله­ مک مورفی خطاب به بیماران که ” شما که دیگه دیوونه نیستید الان یه ماهی گیرید،” کنایه ای است به برچسب  هایی که آسایشگاه در مورد این افراد به کار گرفته و آنها را متقاعد کرده دیوانه هستند تا بتواند به حکم صغر سن این افراد به خود جایگاه پدرانه دهند. اما تظاهر پرستار راچد به شکل یک زن مهربان که در ظاهر به حقوق بیماران احترام می­ گذارد و دلسوز آنان است، این شک را در ما بر می انگیزد که شاید مک مورفی واقعاً یک موجود خطرناک است و عدم کنترل بر تکانه ها در مک مورفی خود مساله­ بغرنجی باشد که تنها با لب برداری(لوبوتومی) حل می­شود. تلاش برای کسب قدرت بین پرستار راچد و مک به شکل یک جنگ همگانی تظاهر می­کند، که به شوک درمانی او منجر شده و نتیجه اش چیزی جز شعله ورتر کردن آتش جنگ بین مک و راچد نیست. تا جایی که وی بعد از دریافت شوک در موضع خود صریح و قاطع تر می ­شود و اوج آن رامی توان در مهمانی ای دید که در آسایشگاه ترتیب داد. در نهایت تمایل مک مورفی برای سرکشی و مخالفت در برابر صاحبان قدرت و حس خودمختاری و استقلال طلبیش، اورا به سوی عمل لب برداری(لوبوتومی) پیشانی[۱] سوق می­دهد. عملی که روح سرکشی را در او می­ کشد و او را تبدیل به یک موجود نباتی می­سازد. اگرچه مک به ظاهر در جنگ با مسئولان شکست می ­خورد اما آتش شعله ور شده­ او خاموش نمی ­شود و روح عصیانگر او  در وجود سایر افراد بیمارستان به ویژه سرخپوست مرموز داستان(رئیس) زنده می­شود. و هم اوست که در صحنه­ نهایی از بیمارستان می­گریزد و فریاد مک مورفی فرار کرد بیماران طنین انداز می­شود…

منابع:

سینما و روح بشر. ویلیام ایندیک. ترجمه­ی ابوالحسن علوی طباطبایی. نشر دانژه: ۱۳۸۸

تاریخ جنون. میشل فوکو. ترجمه­ی فاطمه ولیانی. نشر هرمس:۱۳۸۵

ماهنامه سینمایی فیلم. مرداد ۱۳۸۷. شماره ۳۸۱.

[۱] –  لوبوتومی پیشانی یکی از روش هایی است که تحت عنوان جراحی های روانی  به منظور تعدیل علایم بیماری روانی شناخته می شود و ضمن آن برش وسیعی در ماده سفید لوب های پیشانی  ایجاد می شود. این جراحی های روانی تهاجمی با وجود استقبال اولیه ای که ابتدا ازآنها شد، به دلیل عوارض جانبی وسیعی  که موجب شدند ( مانند آن چه در فیلم می­بینیم) هم اکنون به ندرت مورد استفاده قرار می­گیرند.

دانشجوی دکتری روان شناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی. کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه تهران روانشناسی بالینی، علاقه مند رویکرد روان پویشی فشرده و کوتاه مدت (ISTDP) علاقه مند سینما، ادبیات و جامعه شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here