بسیاری از پسران جوان  احتمالا این تجربه را داشته اند (به ویژه در دوران نوجوانی) که ؛گاهی دخترانی  به لطائف الحیل وهزارگونه کرشمه به آنها  چراغ سبز نشان میدهند،و همین که پسر بیچاره به خیال برقرای ارتباط به سمت آنها میرود،اورا پس میزنند، چنین رفتار به ظاهر غیر متعارفی را چگونه میتوان توجیه کرد ؟
؛متاسفانه برخی از مردان با سوگیری جنسیتی منفی ای  که نسبت به زنان دارند،بیدرنگ منفی ترین برچسب ها را به چنین زنانی خواهند .
درست است که از  لحاظ ژنتیکی زنان طوری برنامه ریزی شده اند که مردان را جلب کنند واز آنان دلبری کنند. به تعبیر جامی ؛

پری رو تاب مستوری ندارد
در ار بندی ز روزن سر برآرد

اماما در جامعه وعصر کنونی دنبال توجیه چنین پدیده ای هستیم که شاید در برخی دختران به صورت بیمارگون مشاهده میشود، پرسش اینجاست که اگر این دختران دنبال برقراری رابطه نیستند، پس چرا اینهمه دلبری  میکنند؟پرسشی که دامنگیر حافظ هم شده است؛
دل از من برد وروی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد

چرا دلبری میکنند ؟وچرا پس از اینکه صید به دام افتاد،اورا رها میکنند.
بدین درگاه حافظ را چو می خوانند می رانند.
به نظر می رسد یک توجیه را میتوان ناشی از عزت نفس و خودپذیری پایین این دختران دانست،در واقع شاید آنان در پاره ای از موارد، به شکل نا آگاهانه یا نیمه آگاهانه دنبال گرفتن بازخورد مثبت هستند آنان ممکن است نسبت به(زیبایی وجذابیت)خود تردید داشته باشند،برخی از این دختران هنگامی که در ارزیابی ظاهر وزیبایی خود دچار تردید میشوند، احتمالا لوازم آرایش را بر میدارند ویکی دوساعت در جلوی میز آرایش مشغول خواهند بود وسپس روانه بازار خواهند شد،آنها احتمالا تعداد نگاه های خیره شده پسران جوان را به مثابه تعداد«لایک های» دریافتی در نظر خواهند گرفت وهرچقدر این لایک ها بیشتر باشد آنها به صورت موقت احساس بهتری نسبت به خود خواهند داشت وعزت نفسشان موقتا بالاتر خواهد رفت ،پس ممکن است چنین دخترانی واقعا قصد هیچ رابطه ای نداشته باشند وتنها دنبال اطمینان پیدا کردن نسبت به زیبایی و جذابیت خود باشند،اما مشکل اینجاست که این«بازار درمانی» تاثیری موقت خواهد داشت،چرا که عزت نفس وخودپذیری یک مسأله ریشه ای است وبهبود آن زمانبر خواهد بود.
.زنان متاهلی را در نظر بگیرید که اکنون دیگر مدتهاست که هیچ بازخورد مثبتی از شوهرشان نمیگیرند،آنها ممکن است نسبت به زنانگی خود واین پرسش که آیا هنوز هم جذاب هستند،در تردید باشد،آنها شاید به شکل نیمه آگاه رفتار مشابه ای از خود نشان دهند،اما این رفتار واقعا دلیل بر بی وفایی یا قصد خیانت نباشد. این مسأله را حتی کم وبیش در مورد مردان نیز شاهد هستیم،آنها ممکن است،ابتد تشنه ی صید کردن وبه دست آوردن باشند د اما به محض اینکه به مقصود رسیدند،سرد میشوند وکشش اولیه شان فروکش میکند به قول مولانا:

بس عزیزی کو به ناز اشکار شد
چون شکارت شد بَرِ تو خوار شد

چنین مردانی هم شاید نا آگاهانه یا نیمه آگاهانه دنبال مطمئن شدن از کفایت مردانه خود هستند، همینکه صید رام میشود آنها به طور موقت به قله ی این احساس کفایت خواهند رسید ولذت فتح را خواهند چشید،اما پس از مدتی این احساس فروکش خواهد کرد،چرا که دیگر هیجانی برای شکار صید رام شده در خود نمی بینند.
ایگونه افراد را میتوان با عنوان(تیپ شکارچی سیر)متمایز کرد،همانند شیری که کاملا سیر است اما کماکان به شکار میرود،آهویی را شکار میکند اما آنرا نمیخورد، انگیزه این شیر از شکار رفع گرسنگی نیست،او میخواهد مطمئن شود که هنوز یک شیر است وقدرت شکار دارد(صرفاً یک تشبیه)در مقابل تیپ شکارچی گرسنه قرار دارد که برای ارضا نیاز هایش  ( عاطفی،ارتباطی،جنسی و….)به  شکار میرود.

اگر اینگونه باشد پس یک راه چاره برای چنین مسأله ای میتواند، سیاستگذاری ها وبرنامه ریزی های آموزشی در جهت افزایش عزت نفس و خودپذیری در دختران وپسران از سنین کودکی باشد .

دانش آموخته ارشد روانشناسی بالینی از انستیتو روانپزشکی تهران. رویکرد درمانی او CBT (شناختی-رفتاری) است.علایق ویژه او رواندرمانی های شناختی رفتاری موج سوم ، رواندرمانی بودیستی، فلسفه روانشناسی و روانشناسی اخلاق می باشد

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here