برخی والدین وقتی می بینند کودکشان که زمانی عاشقانه آن ها را دوست داشت و نحسین می کرد، و فرمانبردار تمامی قوانینی بود که وضع می کردند، حالا که به نوجوانی رسیده است هر دستور یا خواسته والدین را به چالش می کشد یا برای آن دلیلی طلب می کند نگران، آشفته و غمگین می شوند. کودکی که با اشتیاق در هنگام حرف زدن به ما چشم می دوخت اکنون سرش را پایین می اندازد و پاهایش را تکان می دهد یا با بی حوصلگی به ما خیره می شود، با نگاهی که می گوید: “تمامش کن!”

داستان این است: کودک ما که اکنون به نوجوانی رسیده از قالب قواعد و دستورات قبلی ما بزرگتر شده است، و شما دلتان برای زمانی تنگ می شود که او اندازه این قالب بود! حالا او نترس تر شده، می تواند هر وقت بخواهد خودش از خانه بیرون برود، دوستان خودش را دارد، دوستانی که که پدر و مادرشان آزادی های بیشتری به آن ها می دهند.

اولین چیزی که والدین به دام افتاده در کشمکش با نوجوانشان بر سر قدرت و کنترل باید بدانند این است که این یک بازی دو سر باخت است. شما به عنوان یک بزرگسال متوجه مسئولیت خود برای مراقبت از فرزندتان هستید و ممکن است گاه مخصوصا به خاطر جنبه های مالی آن تحت فشار باشید اما شاید او متوجه این مساله نباشد یا به آن اهمیتی ندهد. شما به آینده فرزند خود اهمیت می دهید اما واقعیت این است نوجوان شما زمانی که با شما جر و بحث می کند اصلا به آینده خود فکر نمی کند و تنها دغدغه زمان حال و آن چه باید انجام دهد را دارد.

بنا به تجربه، بیشتر نوجوانانی که به طور مدوام با یکی یا هردوی والدین بر سر کنترل و قدرت دعوا می کنند، بنا به دلایلی فکر کردن به آینده را کنار گذاشته اند. اغلب والدی که نوجوان با او درگیر جر و بحث می شود آن طرفی است که انتظارات بسیار بالایی از نوجوان دارد.

خب، زمانی که نوجوان شما به شدت نافرمان و مقابله جو باشد چه کار می کنید؟ در این جا گام هایی را برای رسیدگی به این وضعیت پیشنهاد می دهیم:

گام اول: به خودتان نگیرید

آرام کردن خودتان در اولین گام بسیار مهم است، نباید زیر پا گذاشتن قوانین را به معنی توهین یا زیر سوال رفتن خودتان تلقی کنید. قوانین را به خاطر فرزندتان وضع کرده اید، به خاطر رشد و پیشرفت او. از دید شما به واسطه این قوانین می توانید به فرزندتان اتکا کنید و مطمئن باشید که در مسیر درست گام بر می دارد. توضیحی که می توانید به نوجوانتان بدهید می تواند چیزی شبیه این باشد:

“دلیل این که برای ساعاتی که می توانی بیرون بمانی محدودیت وضع کرده ایم این است که شرایط را برای ایمنی تو و تمرین نظم در زندگیت فراهم کنیم. به نظرت فایده ای ندارد؟ اگر این طور است، ببینیم چرا”

این رویکرد دلسوزانه است و توپ را در زمین نوجوانتان قرار می دهد تا بدون آن که احساس کند مورد حمله قرار گرفته است دلیل شکستن قانونی که برایش وضع کرده بودید (در این جا برگشتن به خانه سر ساعت) را توضیح دهد.

گام دوم: اهداف و انگیزه های نوجوان خود را شناسایی کنید

نوجوان شما ممکن است در حیطه دیگری، مثلا تحصیل یا ورزش عملکرد خوبی داشته باشد. مثلا با وجود آن که از قوانین شما سر می پیچد کاملا به موقع سر تمرین حاضر شده و به حرف های مربی خود گوش می دهد. انگیزه او چیست؟ وقت آن رسیده تا پای صحبت نوجوانتان نشسته و از اهداف و انگیزه هایش برای آینده آگاه شوید. خیلی ساده بنشینید و گوش کنید. اگر هیچ چیزی به نظرش نرسید، شاید همین علت عدم آمادگی او برای آینده و بی معنا بودن قوانین را توضیح دهد. بدون انگیزه ای برای آینده نوجوان شما گوشه و کنار پرسه می زند و البته که درگیر هیچ فعالیتی نمی شود تا قانون و نظم برایش معنی پیدا کند. کمک به نوجوانتان برای آن که انگیزه و هدفی پیدا کند به تقویت پیوند والد و فرزند نیز کمک می کند.

گام سوم: درباره قوانین جدیدی که مناسب نوجوانتان باشند با او به گفتگو بنشینید و توافقی حاصل کنید

برای این که این گام با موفقیت روبرو شود، باید قبلا در گام دوم موفق شده باشید. اگر شما و نوجوانتان فعلا برای مشخص کردن اهداف و انگیزه های او برای آینده وقت ندارید، می توانید فعلا یک سری قوانین موقتی وضع کنید، تا زمانی که گام دوم را کامل کنید.

دلیل اهمین گام دوم این است که برای آن که نوجوان شما با قوانین خانه موافقت کند و به آن ها گردن نهد، باید احساس کند با پیروی از این قوانین به چیزی دست پیدا می کند، و یا در صورت عدم رعایت آن ها چیزی را از دست می دهد (که در این جا همان دستاوردهایی هستند که برای رسیدن به آن ها در آینده انگیزه پیدا می کند). در غیر این صورت، زمانی که با نوجوان نافرمان، که اغلب گرایش دارد فقط به خودش متکی باشد روبرو می شوید، دلیلی برای پیروی از قوانین شما نخواهد داشت.

با اهداف واقع بینانه و مقاصدی که برای موفقیت نوجوان در آینده خلاصه شده باشند، زمانی که نوبت به پایبندی به قوانین خانه برسد خود نوجوان کار را برای شما راحت خواهد کرد.

منبعPsychology Today
دانشجوی دکترای روان شناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی.حیطه های اصلی کار درمانی او اختلالات اضطرابی، خلقی و مشکلات بین فردی در بزرگسالان و نوجوانان است. طهرانی در حال حاضر در کلینیک خانواده و کودک دانشگاه شهید بهشتی و کلینیک کیهان به درمان اشتغال دارد. علایق ویژه او فرایند تغییر، کتاب درمانی، فلسفه و روان شناسی، و کاربست نوروساینس در روان شناسی بالینی هستند

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here