۱۰ تغییر بحث برانگیز DSM-5

DSM یک راهنماست نه یک کتاب مقدس

0
158

فهرستی از ۱۰ تغییر مناقشه برانگیز DSM-5 از نگاه یک منتقد

  1. اختلال بی نظمی خلقی ایذایی: DSM-5 کج خلقی و قشقرق را به یک اختلال روانی تبدیل می کند –تصمیم گیج کننده ای که تنها بر مبنای یک گروه از تحقیقات صورت گرفته است. ما هیچ ایده ای از این که این تشخیص آزمایش نشده جدید چه نقشی در موقعیت های عملی زندگی واقعی ما ایفا خواهد کرد نداریم، اما ترس من این است که این تصمیم استفاده نامناسب و بیش از حد از دارو در حوزه کودکان را که هم اکنون هم مشکل آفرین است تشدید خواهد کرد. در طول دو دهه گذشته روانپزشکی کودکان تاکنون سه مد زود گذر را برانگیخته است: سه برابر شدن اختلال نقص توجه، بیشتر از ۲۰ برابر شدن اختلالات اوتیستیک، و افزایش ۴۰ برابری در اختلال دوقطبی کودکی. این حوزه باید برای اصلاح مسیر تاسف بار گذشته وظیفه حساس آموزش فعالان این حوزه و عموم مردم را درباره دشواری های انجام تشخیص دقیق در مورد کودکان و خطرات بیش-دارودرمانی آنان را به انجام برساند. DSM-5 نباید یک اختلال جدید که احتمالا منجر به یک مد زودگذر دیگرکه منتهی به تجویز نامناسب دارو در کودکان آسیب پذیر خواهد شد معرفی می کرد.
  2. سوگ بهنجار تبدیل به اختلال افسردگی اساسی خواهد شد، و بدین ترتیب واکنش های قابل انتظار و ضروری در برابر فقدان افراد مورد علاقه مبتذل شده و مورد دارودرمانی قرار خواهند گرفت و قرص ها و آیین های دارویی خرافی جایگزین همراهی عمیق خانواده، دوستان، مذهب و انعطاف پذیری که در طول زمان شکل می گیرد خواهند شد
  3. مشخصه فراموشکاری هر روزه سنین پیری اکنون به اشتباه یک اختلال عصبی-شناختی خفیف تشخیص داده خواهد شد، که جمعیت کثیری از افراد با تشخیص مثبت را شکل خواهد داد که در خطر خاصی برای دمانس نیستند. و از آن جا که هیچ مداوای موثری برای این “وضعیت” (یا دمانس) وجود ندارد، این برچسب قطعا حتی برای افراد در خطر دمانس هیچ فایده ای را به همراه ندارد و در عین حال اضطراب فراوانی ایجاد می کند. و برای افراد زیادی که به اشتباه برچسب خواهند خورد خسارت غیرقابل جبرانی را به همراه خواهد داشت.
  4. DSM-5 احتمالا مد زودگذری در رابطه با اختلال نقص توجه در بزرگسالان را به همراه خواهد داشت که منجر به کاربرد نادرست داروهای محرک برای ارتقای عملکرد و خلاقیت خواهد شد و به بازار سیاه غیرقانونی داروها که هم اکنون هم به اندازه کافی بزرگ است کمک خواهد کرد
  5. ۱۲ بار خوردن بیش از حد درطول ۳ ماه دیگر فقط نشانه ای از پرخوری و در دسترس بودن غذاهای واقعا خوشمزه نخواهد بود. DSM-5 در عوض آن را به یک بیماری روانپزشکی با عنوان اختلال زیاده خوری تبدیل کرده است!
  6. تغییرات در تعریف DSM-5 از اوتیسم منجر به پایین آوردن درصدها شده است -۱۰% بنا به تخمین های گروه کاری DSM-5، و شاید ۵۰% بنا به گروه های پژوهشی خارج از آن- این کاهش از نظر این که می تواند باعث تشخیص دقیق تر و مشخص تر اوتیسم شود مفید به نظر برسد، اما مدافعان درصدهای بالا به شکل قابل درکی از قطع شدن خدمات مدارس مورد نیاز ترس دارند. در این جا مشکل DSM-5 این نیست که تصمیم بدی گرفته، اما وعده های نادرست درباره این که تاثیری بر میزان اختلال یا خدمات ارایه شده نخواهد داشت مشکل ساز هستند. خدمات مدارس باید بیشتز با نیاز آموزشی، و کمتر با تشخیص های بحث برانگیز روانپزشکی که درصدهای آن ها به شدت به کوچک ترین تغییر در تعریف و ارزیابی حساس هستند مرتبط شوند.
  7. کسانی که مواد را برای اولین با امتحان می کنند با معتادان شدید (با وجود نیازهای درمانی و پیش آگهی و انگ زنی متفاوت) یک کاسه می شوند
  8. DSM-5 شیب لغزنده ای را با معرفی مفهوم اعتیادهای رفتاری ایجاد کرده است که نهایتا می تواند از هرچیزی که ما علاقه داریم هر روز زیاد انجام دهیم یک اختلال رفتاری درست کند. مراقب تشخیص نادرست اعتیاد به اینترنت یا سکس و برنامه های مداوای مبهم برای بهره کشی از این بازارهای جدید باشید
  9. DSM-5 مرز گیج کننده بین اختلال اضطراب عمومی و نگرانی های زندگی روزمره را از آن چه هست مبهم تر می کند. تغییرات کوچک در تعریف می توانند میلیون ها بیمار اضطرابی جدید ایجاد کنند و کاربرد شایع دارو های اعتیاد اور که هم اکنون نیز گسترده است را تشدید می کند
  10. DSM 5 دروازه را برای مشکل تشخیص اشتباه PTSD در وضعیت های دادگاهی که هم اکنون نیز به اندازه کافی باز هست تشدید کرده است

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here