از صحبت کردن و خواندن برای نوزادان تا روشن ساختن ارزش ها، والدین تاثیر زیادی بر رشد فرزندان خود دارند؛ با این حال، آنها تنها افراد تاثیر گذار نیستند، به خصوص پس از اینکه کودکان به مدرسه می روند. بسیار مهم است که کودکان در ابتدای زندگی خود شروع خوبی همراه با والدین  تجربه کنند ، اما برای والدین نیز مهم است بدانند که کودکان با خلق و خوی منحصر به فرد خود به دنیا می آیند و این کار والدین برای ایجاد ارتباط بین کودک و  جهان پیرامون است که در نهایت کودک را برای استقلال کامل آماده می کند. در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، فرزند پروری به سبک های گوناگون تغییر می کند و به نوعی تبدیل به یک ورزش رقابتی شده است. اما نیاز های رشد کودکان نسبتا ثابت باقی مانده است.

چیزهایی مانند بیش والدگری  و یا کمال گرایی در پرورش کودکان وجود دارند که می توانند برای رشد کودکان بسیار مضر باشند.فرزند پروری بیش از اندازه یا پدر و مادری کردن بیش از حد باعث می شود که کودکان هنگامی  که به دوره نوجوانی و بزرگسالی وارد می شوند، یک شخص بشدت وابسته و عاجز و ناتوان باشند. در مقابل بیش فرزند پروری، غفلت از تربیت کودک وجود دارد. تحقیقات  نشان می دهند فقدان مشارکت والدین در تربیت کودک اغلب منجر به نتایج  ناخوشایند رفتاری در کودکان می شود.

۴ کلید برای حل تعارضات با فرزندان خود

همه والدین مراسم شبانه را می دانند، آنها قصه هنگام خواب را برای کودک خود تعریف می کنند و می گویند (( چراغ ها خاموش)) اما در مقابل کودک می گوید (( من نمی خواهم بخوابم)). این داستان شب های متوالی ادامه می باید و والدین رنج می برند تا وقتی که  نهایتا صبر و شکیبایی خود را از دست می دهند و از کلمات نامناسب در مقابل کودک خود استفاده می کنند و واکنش نشان می دهند. کودک در نهایت می خوابد اما پدر و مادر با یک حس نگرانی راجع به آن چه که به کودک خود گفته اند بیدار می شوند و با خود فکر می کنند که بدترین پدر و مادر روی زمین هستند.اما این طور نیست، در هر حقیقت هر پدر و مادری با کودک خود کشمکش و تعارض دارند.

در این متن سعی می کنیم روش های مفیدی برای حل تعارضات والد _ فرزندی ارائه دهیم، چه شما در تلاش برای خواباندن کودک چهار ساله خود باشید و یا تقلا کردن با نوجوان خود درباره ی  مدت زمان استفاده از تبلت و موبایل.

چهار دستورالعمل مهم:

۱- اسیر سرگیجه نشوید

در زندگی شاید هیچ رابطه ای  مانند رابطه والد_ فرزندی نیرومند نباشد، بنابراین وقتی تعارضات تشدید می  شوند، والدین در معرض تنش های عاطفی قرار می گیرند و به مرور تحلیل می روند و از پا در می آیند تا جایی که به هیچ چیز دیگری در زندگی خود فکر نمی کنند. این تجربه را سرگیجه می گویند زیرا احساس می کنید که جهان از کنترل شما خارج شده است. هر بار که سعی می کنید تمرکز کنید، فرزند شما درخواست جدیدی از شما می کند و یا خواهر و برادر خود را اذیت می کند و باعث می شود شما یک قدم به سمت آن چرخه هیجانی ( سرگیجه) کشیده شوید.

بهترین راه برای شکستن سرگیجه این است که از وارد شدن به آن اجتناب کنید. با افزایش تنش ها، از خود یک سوال مهم بپرسید:(( آیا من واثعا می خواهم درگیر این تعارض بشوم؟ )). به احتمال زیاد پاسخ منفی خواهد بود. بنابراین برای بدست آوردن یک دیدگاه جدید، لحظه ای را تامل کنید، نفس عمیق بکشید و خود را در یک ساعت بعدی تصور کنید که در رختخواب با آرامش دراز کشیده اید و کتاب می خوانید

۲_ قدردان نگرانی های فرزندتان باشید

والدین فکر می کنند که همه پاسخ های درست را می دانند مخصوصا زمانی که بحث در مورد کودک خودشان باشد  اما فقط به این دلیل که ما در مقابل فرزندانمان از قدرت و جایگاه خاصی برخورداریم، به این معنی نیست که نظرات و دیدگاه آنها از اعتبار برخوردار نیست. کودکان از انگیزه خوبی در رفتارشان برخودار هستند و وقت می گذارند تا پرس و جو کنند، گوش کنند و سعی می کنند تا دنیای اطراف خود را درک کنند.

هنگامی که کودک ده ساله شما شروع به اعتراض می کند که چرا شما با او ناعادلانه رفتار می کنید، نباید فقط از رفتار خود دفاع کنید بلکه باید از او بپرسید که چرا اینطور فکر میکند. شاید او به برادر یا خواهر کوچکتر خود حسادت می کند یا می خواهد یک راهی برای جلب توجه بیشتر شما پیدا کند.

۳_ به کودک خود مقداری استقلال بدهید

تصور کنید به عنوان یک کودک چه احساسی در شما بوجود می آید وقتی که پدر و مادر به شما می گویند که چه زمانی از خواب بیدار شوید، چه غذای بخورید، چه زمانی بخوابید و حتی چگونه صحبت کنید. بدیهی است که کودکان خواهان مقداری آزادی هستند تا سرنوشت خود را تعیین کنند. حتی اگر برای کودک چهار ساله از بین دسرهای مختلف یک نوع را انتخاب کنید، او خواهد گفت که (( من می خواهم خودم انتخاب کنم )).

بنابراین اگر فرزندتان از شما درخواست کند که آیا می توانم نیم ساعت بیشتر بیدار بمانم، به سرعت پاسخ منفی ندهید و از او دلیل این درخواست را بپرسید و به حرف های او گوش کنید و به او یک حق انتخاب دهید، (( اگر امشب دیر بخوابی، فردا شب باید نیم ساعت زودتر بخوابی، کدام را انتخاب می کنی؟ )).

۴_ مقاومت در برابر تکرار مجدد

به الگو های تعارض که شما تمایل به تکرار آنها را در هنگام کشمکش با کودک خود دارید، توجه کنید. مثلا در یک خانواده، کودک شروع به اذیت کردن برادر کوچکتر خود می کند، بلافاصله پدر می گوید: (( بس کن!))، کودک تذکر پدر را نادیده می گیرد و به رفتار خود ادامه می دهد، کودک اقتدار پدر را زیر سوال می برد و وجهه خود را در مقابل دیده گان برادر کوچکتر خود تقویت می کند. مطمئنا پدر پس از آن بار دیگر اقتدار خود را نشان خواهد داد و به کودک تذکر می دهد و ناگزیر گفتگو پدر و کودک با یک برخورد کلامی پایان خواهد یافت اما  با این اوصاف رابطه پدر و کودک  به پایان نمی رسد.

نکته مهم این است که والدین به الگو های بدکارکرد در تعارضات خود با فرزندانشان توجه کنند و سعی کنند تا  واکنش های  نامتناسب خود را در طول فرایند تغییر دهند.

مثال بالا را در نظر بگیرید، پدر متوجه الگوی معمولی اختلاف بین خود و کودک می شود و سعی می کند رفتار خود را تغییر دهد. وقتی کودک شروع به اذیت کردن برادر کوچکترش می کند، پدر تقاضا می کند که کودک رفتار خود را ادامه ندهد ولی کودک درخواست پدر را رد می کند اما این بار پدر به جای اصرار کردن و برخورد کلامی با کودک خود، طور دیگری رفتار می کند. پدر این بار با کودک خود صحبت می کند، به حرف های او گوش می دهد و با وی ارتباط موثرتری برقرار می کند و یک مکالمه سازنده تر را جایگزین الگوی تعارضی قبلی می کند.

تغییر دادن الگو های تعارض بسیار سخت می باشد اما با تلاش آگاهانه می توانید از سقوط در سرگیجه، تکرار مجدد و کشمکش های روزانه با کودک خود جلو گیری کنید. همان گونه که شما به تلاش خود ادامه می دهید، تعارضات شما به مرور زمان کاهش می یابد و راوبط شما با کودکان سازنده تر خواهد شد. همچنین با تلاش کافی می توانید تا زمانی که کودک شما  رشد می کند، هنر زیبای حل تعارضات را بیاموزید

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here